سهم ما از محرم

چند روزي است كه مي خواهم گزارشي براي محرم امسال بنويسم. هر وقت كه فرصت مي‌كنم نگاهي به عكسها مي‌اندازم، كاغذ و قلم را جلويم مي‌گذارم و شروع مي‌كنم به نوشتن. اما چيز خوبي از كار در نمي‌آيد. حق مطلب ادا نمي‌شود. دو هفته از عاشورا گذشته. دوستان اغلب زنگ مي‌زنند يا پيام مي‌گذارند و مي پرسند چي شد عكس هاي محرم؟ و من هنوز نمي دانم در مورد محرم امسال چه بنويسم. شايد بهتر باشد به صورت خبري بنويسم:

محرم امسال هم برگزار شد و اهالي روستاي آخا و آخازير همچون سنوات گذشته به عشق مولايشان امام حسين (ع) در زادگاه خود گرد هم آمدند تا با برگزاري مراسم تعزيت آن امام همام ياد و خاطره سيد و سالار شهيدان و ياران باوفايش را زنده نگه دارند.

خوب است. حس حماسي و روحيه مذهبي مي دهد. اما حرف جديدي ندارد. خبر جديدي نيست. تكراري است. كمي شعارزده است. حس بومي و محلي ندارد. اگر روستاي آخا و آخازير را از آن حذف كني براي هر جاي ديگري هم مي تواني همين مطلب را بنويسي.

 

شايد بهتر باشد گزارش بنويسم از اينكه در اين مدت چه كارهايي انجام مي شود.

دسته روي ها از روز هفتم در داخل محل آغاز مي شود. روز هشتم پذيراي عزاداران روستاي ترا و دينان هستيم. روز تاسوعا به روستاي ترا مي رويم و روز عاشورا به دينان.

باز هم نشد. باز هم تكراري است. جنبه آموزنده و تحليلي ندارد. همه مي دانند كه سالهاست همين روال و همين شرايط وجود دارد. همه اهالي از كوچك و بزرگ اين سنت را به ياد دارند. قبل از محرم برنامه را در سايت گذاشته بوديم. همان كفايت مي كند. شايد بهتر باشد در مورد مشكلات بنويسم:

بهتر است ضمن بالا بردن عمق مفهومي عزاداري محرم، شرايطي فراهم شود تا جوانان و نوجوانان با مفاهيم والا و انسان ساز حماسه كربلا و عاشوراي حسيني بيشتر آشنا شوند. متاسفانه بانوان از سخنراني، مداحي و ديگر مراسم داخل حسينيه بهره كافي نمي برند. متاسفانه همچنان در حركت دسته هاي عزاداري تاخير وجود دارد. بايد با برنامه ريزي بهتر نسبت به حل مشكلات و هر چه پربارتر ساختن مراسم عزاداري محرم تلاش كرد. متاسفانه همچنان سايه سنگين مشكلات و مسائل محل بر عزاداري محرم سنگيني مي كند. در مراسم محرم امسال نيز عده اي از اهالي بر لزوم ارائه گزارش كار و صورتهاي مالي در خصوص وجوه دريافتي از مردم تاكيد كردند و از سرنوشت شركت تعاوني روستا ابراز نگراني نمودند.

اين هم تكراري شد. اين مشكلات سالهاست كه مطرح مي شود. اينها مسائلي نيستند كه يك روزه حل شوند. نياز به فرهنگسازي دارند. نياز به مشاركت همه ما دارند. اينكه كه كنار بنشينيم و ايراد بگيريم چيزي درست نمي شود.

پس چه بنويسم؟ نمي دانم چرا هرچه مي نويسم تكراري از كار در مي آيد. يعني محرم امسال هيچ چيز نويي براي ما نداشت؟ بهتر است از يك بعد ديگر به مساله نگاه كنم. فرض كنيم در روز قيامت از ما بپرسند در محرم سال 89 چه كرديد؟ چه چيزي به درك و فهم شما از حماسه عاشورا اضافه شد؟ كدام اخلاق يزيدي خود را كنار گذاشتيد و كدام سيره اسلامي را در دستور كار خود قرار داديد؟ چقدر رفتار شما و عمل شما اسلامي تر و خداپسندانه تر شد؟ چقدر به راه امام حسين (ع) نزديكتر شديد؟ چقدر از حب نفس و حب دنيا فاصله گرفتيد؟

كار خيلي سخت شد. اينجوري فكر نكنم حتي بتوانم يك كلمه ديگر بنويسم. ولش كن. شايد بهتر باشد برگردم به سوال قبل. امسال چه چيز نويي وجود داشت؟ نمي شود كه همه چيز تكراري باشد.

يادم افتاد. امسال بعضي ها در جمع ما نبودند. مرحوم صادق قرباني. يادش گرامي. زحمتكش بود. آرام و سربزير بود. در ايام محرم اغلب خانه نمي رفت و در همان تكيه مي خوابيد. اغلب در داخل آشپزخانه بود و آشپزي مي كرد. كمك مي كرد. چه آن زمان كه در تكيه قديمي غذا را در مطبخ مي پختند و چه در تكيه جديد. آخرين بار او را روز هشتم محرم ديدم. وقتي رفته بوديم استقبال دسته عزاداري دينان. نزديك منزل آقاي جواد محمدي روي بلندي، دوزانو نشسته بود. رفتم آن بالا كنارش ايستادم تا عكس بگيرم. گفتم آقا صادق چرا اينجا نشستي؟ گفت نفسم بالا نمي آيد. خدا رحمتش كند. وقتي اول صبح پيامك آمد كه او به رحمت خدا رفته باورم نمي شد. خواب آلوده بودم. گفتم شايد اشتباه خوانده ام و يا شايد كسي شوخي كرده. اما حقيقت داشت. او امسال در جمع ما نبود و جاي خالي او در آشپزخانه را پسرش محمد پر كرد.

مشهدي محمد صفر و حاج علي حقيقت خواه هم امسال نبودند. پيرمرداني زحمتكش و پرتلاش كه وجودشان گرمابخش جمع ما بود و رونق محافلمان.  مرحوم خدابخش قاسم هم چند سالي بود كه به علت بيماري در بين ما نبود و امسال رخت از جهان فرو بست. مرحوم حاج مهدي اميرجمشيدي سال گذشته  چند روز قبل از محرم از دنيا رفت. او هم امسال نبود.

راستي چرا زودتر يادم نيافتاده بود. امسال همه ما عوض شده بوديم. برخي جواناني كه سال گذشته فارغ بال و آزاد دست در جيبشان بود و در كنار دوستان قدم مي زدند، امسال دست كودكان خود را گرفته بودند و حسابي گرفتار و مشغول بچه بودند. همه ما نسبت به سال قبل يكسال پيرتر شده بوديم. چرا من گفتم همه چيز تكراري بود؟ حالا كه فكر مي كنم مي بينم هيچ چيز تكراري نبود. هيچيك از ما همان افراد سال قبل نبوديم. بچه ها بزرگتر شده بودند و بزرگها پيرتر.

با اين وجود آيا شايسته است كه رفتارها و عادات ما همچنان تكراري باقي بمانند؟ عزاداري محرم سالهاي سال است كه برگزار مي شود. سالهاست كه اين سفره پهن است و ميهمانان آن هر يك به قدر وسع از آن ارتزاق مي كنند. سهم ما از محرم امسال چقدر بوده است؟ امسال بعد از عاشورا نسبت به قبل از آن چقدر تغيير كرديم؟ بياييد تصميم بگيريم عوض شويم. مگر نه اينكه امام حسين (ع) در ظهر عاشورا و زير باران تير خصم، نماز را بجاي آورد بياييد ما هم از امروز تصميم بگيريم نمازمان را اول وقت بخوانيم.

بياييد طرفدار حق و حقيقت باشيم و دسته بندي هاي قومي، قبيله اي را رها كنيم. بياييد در حساب و كتاب مالي خود بيشتر دقت كنيم تا خداي نكرده مال حرامي وارد زندگيمان نشود. بياييد اگر مسئوليتي در محل داريم گزارش عملكرد و صورتهاي مالي خود را به صورت مكتوب در اختيار مردم قرار دهيم تا بررسي كنند و نظر دهند. بياييد تصميم بگيريم ديگر دروغ نگوييم، غيبت نكنيم و تهمت نزنيم. بياييد تصميم بگيريم سال بعد محرم خالصانه تر از امسال عزاداري كنيم و خداي نكرده دنبال خودنمايي نباشيم. بياييد سال آينده كمي در كنار شور حسيني به فكر شعور حسيني هم باشيم. بياييد اگر سخنران يا مداح هستيم، سخنراني ها و مداحي هايمان پرمعنا تر و سازنده تر باشد. بياييد اگر تا كنون فقط موقع صرف شام به داخل تكيه مي آمديم از سال بعد تصميم بگيريم زودتر بياييم و از سخنراني ها و مداحي ها استفاده كنيم. تورا به خدا بياييد ديگر بر سر ميكروفن با هم بحث نكنيم. بعضي امسال نذر كرده بودند مداحي كنند، اگر مي بينيد تعداد مداحها زياد است بياييد سال بعد نذر كنيد ظرفها را بشویيد چون تعدادشان امسال كم بود.

دير نيست زماني كه بگويند فلاني سال قبل در جمع ما بود و امسال نيست. بياييد از اين فرصتي كه هستيم استفاده كنيم. شايد سال بعد نباشيم.

عکس از حسین آدوسی